دلـــم تنگــه ..
واسه 10 ماه پیش
واسه همون روزایی که شاید گاهی تلخ بود ولی خیلی ارزش داره واسم
تـه تــــهِ دلم همیشه انگار خوشحال بودم
و چقدر زود همه چیز تغییر میکنه
همون موقعی که آدم انتظارشو نداره
مثه یه طوفانی که میاد و همه چیزو زیر و رو میکنه
چقدر زود تبدیل به خاطره میشن
همه چیز سریع اتفاق میوفته و تو میمونی و
خاطرات تلخ و شیرینی که هر روز رنگ تازه ای به خودشون میگیرن
کاش میشد برگشت به عقب .. کاش ..!
زود گذشت خیلی زود ....
نمیدونم چرا ....!!!؟؟
ولی امروز دلم تنگ شده .....
واسه روزای رفته ....
واسه تمام خاطرات خوب و بدمون
حتی واسه همون آدمایی که 10 ماه پیش دورو برمون بودن
دلیل دلخوریمون دلیل قهر و آشتیمون میشدن
همین قهر و آشتی شیرینیه رابطمون بود
دلم واسه کم طاقتیمون تنگه
انگار دلتنگیمون معنی دیگه ای داشت
همیشه درست همون وقتی که انتظارشو داشتم گوشیم زنگ میخورد و صدای تو ....
چقدر شیرین بود اون لحظه ..
گاهی به یه جایی از زندگی میرسی
که تلخ ترین روزایی که گذروندی
میشه شیرین ترینشون
و حسرت همون زمانی رو میخوری که شاید
اون زمان واست بدترین ثانیه های زندگی بوده ...
میدونین حسرت روزای تلخ و داشتن یعنی چی؟؟
نه نمیدونین ...
در همین حد کافیه که یادتون باشه
همیشه قدر کسیو که عاشقشین و دوسش دارین
و تک تک لحظاتی رو که باهاش سپری
میکنین چه خوب و چه بد و چه دردناک رو بدونین
شاید فردا آرزوی 1ثانیه اش رو داشته باشین ...
پ.ن: لطف کنین دلنوشته های منو کپی نکنین و جای دیگه
به اسم خودتون بزنین ...
در شأنِ شما نیست گرامی ...
دیدم که میگما .. والا D: