همه چیز با تو شروع شد
اما هیچ چیز بدون تو
تمام نمی شود
حتی همین دلتنگی های بیهوده ی من ...
OMidaM
همه چیز با تو شروع شد
اما هیچ چیز بدون تو
تمام نمی شود
حتی همین دلتنگی های بیهوده ی من ...
OMidaM
ســکوتِ ســـرد این روزها را مــگذار به حـــساب آرامــــش ... !
خیلـــی وقـــتها مرگ ، در ســکوت اتــفاق مـــی افـــتد ... !
دیشب آن قدر باران آمد
که اکر بگویم یاد تو نبودم
باران با من قهر میکند
آن قدر از پنجره بیرون را نگاه کردم
که اگر بگویم منتظر تو نبودم
پنجره با من قهر میکند
آن قدر دلتنگ خوابیدم
که اگر بگویم خواب تو را ندیدم
خوابت هم مرا ترک میگوید
OMidaM
حرفامو میشنوی از لابه لای شعر
این جوری بهتره
اما بدون هنوز شبهام بدون اشک محاله بگذره
محاله بگدره
بودی کنار من اما چه سوت و کور
من بودمو خودم
با این همه ولی
از گوشه گیریات خسته نمیشدم
تو با خودم که هیچ
با سایه ی منم حرفی نمیزدی
با این همه ولی
بـــه شبـــــــ نشینیِ دلــــــم خوش اومـــــــدی :-x
OMidaM
منــو مرگـــــِ من سرنوشتــــِ منه
نمیخوام پای دلــــم پیر شــی
یه جور از کنـــارم برو تا بگن
بگن یارتــــ از سنگـــه و دل نداشتـــــ
تشکر نکن بابت رفتنتــــــ
برو این فداکاری قابل نداشتــــــــ ..
آخر مهر شد،
مهری بدون حضور تو
مهری که به عشق بودنت تمام شد
مهری که بی تو سی روز شد
مهر رفت و مهرت بر دلم جامانده
خوش نشین بر دلم
رویای مهربان...
OMidaM
نه امشب که هر شب که حالم خرابه
یه جزیرم که دورم یه دریا سرابه
من عادت نکردم به شبهای سردم
به این که نباشی نه عادت نکردم
قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشــــــــــــه
نمیشــــــــــه
نمیشه
که فکرت نباشم
نه دیروز و نه امروزو نه فردا
همیشــــــــــــه...:(((((((
OMidaM
اگه تو پیشم بودی هیچوقت
با این موزیکای یگانه اشک نمیریختم ...
ولی حالا با تک تکش
مثه بارون میبارم.......
محسن یگانه ....
حالا شبو روزم با این موزیکاشه که میگذره...
بــه سـلـامـتـی خــودمـ کــه
مـخــاطـبِ خــاصِ هـیــچ کــَس نـیـسـتـم..
و بـه سلـامتیــه اونــی که واســـمـ خــاصتـریـن مخاطبــــ دنیاستـــــــــ ..
OMidaM
تمام شده ام ديگر
بس كه بلعيده ام اندوه نبودت را ...
هنوز اما همانند حاتمم
می بخشمت
با آنكه هزار شب بی خوابی
طلب دارم از تو ...
هرگز فراموش نخواهم کرد.....
انگار با پایین اومدن دمای هوا ، حال و هوای منم گرفته و داره....
به زیر صفر می رسه و یخ زده......
با خودت بردی همه چیزو ،...!
من باید به کدوم دلخوشی نداشته ام دلمو گرم کنم ؟؟؟؟ به زندگی بدون تو....؟؟؟
اصلا مگه زندگی بدون تو معنایی داره ...
همه چیمو بردی با خودت......
همــــــــــه چیمـــــــــو...
نه کسي منتظر است...
نه کسي چشم به راه...
نه خيال گذر از کوچه ي ما دارد ماه...
بين عاشق شدن و مرگ مگر فرقي هست؟
وقتي از عشق نصيبي نبري غير از آه...
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ؛
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﻓﺤﺶ ﺑﺪﻩ....
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﻭ ﺭﻭﺕ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﻪ!
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﺨﻮﺍﺩ ﺑﺒﻴﻨﺘﺖ ،
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺍﺯﺕ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﺎﺷﻪ......
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ....
ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻧﺰﻥ!
ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻓﺤﺶ ﻧﺪﻩ....
ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﻭ ﺭﻭﺵ ﻗﻄﻊ ﻧﮑﻦ ،
ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﻧﺒﻴﻨﻴﺶ ؛
ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻧﺒﺎﺵ....
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺧﺴﺘﻪ ﺱ!
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺩﻟﺶ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻲ ﮔﺮﻓﺘﻪ....
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺩﺍﺭﻩ ؛
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻧﻮﺳﺎﻥ ﺭﻭﺣﻲ ﺷﺪﻩ ،
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻥ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ,
ﺷــــــــــــــــــــــﺎﯾـــــــــــــــــــــــــــــﺪ.....
زندگی !
کلاهت را بـه هوا بیانداز ...
که من دگر جان بازی کردن ندارم !
تو بردی...
روزهایی که به تــو نیـــاز دارم ؛
مصادفــــــــ شده ..
با روزهایی که از مـــــن دوری..!!
OMidaM
ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ مخاطبش ﻣﻬﻢ
ﻧﯿﺴﺖ!!!..
شکنجه گاهِ این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم.. بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمیپرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم
بشنووو صدایم.......
............
خدایم.. ای پناه لحظه هایم..
صدایت میزنم با گریه هایم..
صدایت میزنم بشنو صدایم....
دیــــر آمدیـــــ بارانـ ـــــ ...
منــــ ...
ایــنـــجـــا ...
در حجمــــــ نبودنــــــ کسیـ ــــ خشکیدمـــــ ...
خدایا من تحمل این همه غم رو نداشتم
آخه چطوری رو من حساب کردی که سهم من این همه شد.؟؟؟
خدایااااااااااااااااااااااااا
دلم برای خندیدن خودم تنگ شده ...!
تو را دوست دارم
چه فرق مى کند که چرا
یا از چه وقت
یا چطور شد که...
چه فرق میکند
وقتى تو باید" باور "کنى
که نمى کنى
و من باید "فراموش "کنم
که نمى کنم!!
OMidaM

وقتی تو نیستی در و دیوار خانه را...
ملّافه هــای گلبهـــی چارخانه را....
حتّی کتاب حافــظ و گلدان روی میـز
روبان و گوشواره و موگیر و شانه را...
وقتی قرار نیست بیایی برای کـی
این روژهای صورتـی دخترانه را؟...
اصلا خودم در آینه کوتاه مـــی کنــــم
موهای خیس ِ ریخته بر روی شانه را
با گریـه پاک مــی کنم از روی صورتم
این خطِ چشم مسخره ی ناشیانه را
من، جوجه فنچ کوچک تنها، بدون تو
دیگر چطور گـرم کنـــم آشیانـــــه را؟
یک روز با تو من همۀ شهر را... ولی
حالا که نیستی در و دیوار خانه را...
OMidaM
تنهــا بودن قــدرت مــی خــواهــد
و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد
کـه روزی مـی گفت
تنهــــایـت نمــی گــذارم !!
بازم جمعه و بازم دل تنگ …
خدایا کاش جمعه رو از زندگی من برداری …
این صبح های خالی و این ظهر های ساکت و غروبهای دلتنگش رو …
چه فرقی داره واسه من اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه …
زمزمه های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم شاید هفته بعد من شش روز باشه . . .
خدایــ ـــا دلــ ــ ـم گرفتــــــــ ـــــ ــــ ـــــ ـــــــ ـــــــه......

آنقدر که می توانم
هر شب - بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و دست آخر
همه را فراموش کنم
آنقدر که می توانم
اسمت را
روی تمام آبهای دنیا بنویسم
و باز هم جا کم بیا ورم
آنقدر که می توانم
شب ها طوری به یادت گریه کنم که
خدا جایم را با آسمان عوض کند !
هنوز عاشقت هستم
آنقدر که میتوانم
چشم هایم را ببندم
و خیال کنم
هنوز دوستم داری !
OMidaM
گفتند: زمان همه چیز را حل خواهد کرد
زمان داشتههایم را از من گرفت
آرزوهایم را به باد داد
روزهای عمرم را بی وقفه شمرد
زمان چیزی را حل نکرد
تنها همه چیز را حذف کرد
گراهام بل ِ لعنتے عزیز !
تلفنے که زنگ نمے خورد که نیازے
به اختراع نداشت !!
حوصله ات سر رفته بود
" چسب ِ قلب " اختراع مے کردے ؛
مے چسباندیم روے این ترک هاے قلب ِ صاحب مرده ـمان
و غصه ے زنگ نخوردن ِ تلفنے
که اختراعش نکرده اے را
نمے خوردیم !!
ساده بگویم گراهام بل عزیـــز !
حال ِ این روزهاے مرا ، تــو هم مقصرے
تنهایی مثل بارون می مونه ...
وقتی می آد
فکر نمیکنه
که تو چتر داری
یا نه !!
ترا به خدا سپردم
خودم را به دلتنگی هام
خدا خودش می داند
چطور مواظب تو باشد
دلتنگی هام هم خوب بلدند
چطور ترا
هی به یاد من بیاورند!
OMidaM
بازم جمعه رسید
روزیکه من ازش نفرت دارم
دلم گرفته اندازه یه دنیا...
چقدر سخته...
همه سراغ کسیو ازت بگیرن که فقط تو میدونی دیگه نیست....
سخت ترش وقتیه که مجبوری لبخند برنی و بگی خوبه.
وقتی میگم مواظب خودت باش ...... یعنی !!!
فكرم پیش توئه !
برام مُهمی !
نگرانتم!
دوستت دارم !
به خدا می سپارمت !
از الان دلم واست تنگ شده!
یعنی...
واقعاً مواظب خودت باش!!!
OMidaM
تنهــایـی مـالِ آدم هـای شـریـف اسـت !
هـرزه هـا هیـچ وقـت تنهــا نمــیمـاننـد !!
کـه معنــی تنهــایـی را بفهمــند !!!
دلــــــم
اگـــر بــرای ِ تــو تـنگ مـی شــود
ببخـش !
روزم ایـن گـونه ، قـشنـگ مـی شـود...
میفهمی !!!
OMidaM
رفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه
نبودنم کنار تو حالتو بهتر بکنه...

خدایــــــــــا ،
دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ،
کم آورده ام ،
صبری که داده بودی تمام شد ،
ولی دردم همچنان باقیست !!!
بدهکار قلبم شده ام ،
میدانم شرمنده ام نمیکنی؛
باز هم صبـــــــر میخواهم...
چه معنـــــى دارد
زندگى...!؟
وقتى كه هیچ اتفاقى
من و تو را
سر راه هم قرار نمى دهد !!
OMidaM

خدایا تنها مگذار
دلی را که هیچکس دردش را نمی فهمد،
چرا که خود می دانی چه سخت است تنهایی..:(

هنوز منتظرم ...!!!
وسط یک شب بارونی که از شدت تب عرق کردم ،
یکی بیدارم کنه و بگه :
چیزی نیست، خواب میدیدی . . . !!!
مــن همه ی بودنــــها را ...
در نبودنهایت کــــم آورده ام...
OMidaM
یه روز بهم گفت:
«می خوام باهات دوست باشم؛آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم:
«آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
چه جالب دوست داشتن ..
شبيه..
مسابقه صندلي شده است...
دير بجنبي سر جايت نشسته اند...!
یـــادتان باشــد ...
کـــم حوصلـه ســت ..
ظـاهـــرش جـــدیست ..
امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است !
بــد قـول نــیـست .. امـــا گرفتار است
خــستـه کـه بــاشـد ..
تــنهـایش بــگــذارید !
تودار است ..
اما صبر کنید خودش بعد حرفهایش رامی گوید !
او همه چیز من است ...
مبادا بیازاریدش !!!!!
OMidaM<3
کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم،
وسایل شکسته و پاره و پوره می خریم،
بی اختیار فریاد زدم قلب شکستم می خری؟
گفت که اگه ارزشی داشت، کسی اونو نمی شکست... .

گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی، روی تو را
کاشکی میدیدم.
شانه بالازدنت را،
-بی قید -
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد -
و تکان دادن سر را که
-عجیب! عاقبت مرد؟
-افسوس!
کاشکی میدیدم.
من با خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟؟
دلت که گرفته باشد...
صدای ترانه که هیچ.........
با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی.........

میخندم.تا کسی نفهمه چقدر عاشقم.
تا کسی نفهمه دلم واسه شنیدن صداش تنگ شده.
که یه روزی عاشقم کردو حالا مدتها منو از شنیدن صداش محرووم کرده.
میخندم.تا کسی نگه چقدر تو ساده ای.خاک برسرت که هنوز منتظری..
میخندم به سادگی خودم.
و به حال غریب خودم گریه میکنم
هه خودمو فقط گول میزنم..
خنده؟؟؟؟؟؟؟ تنها چیزیه که مدتهاست از یاد بردم ....
دریا را که میدانی چیــست ...؟
با آن عظمتـش ؛
موجـهای بـیکرانش
و آسمان بـالآی ســرش
خــ ـب ...
بگـذار سآده بــگویم :
به همان انـدازه دلتنگــت هســتم ...
OMidaM
شــــــبـــــــ هــــــــايـــــم
بـــــــروز شــــــــــده انــــد
دردهـــــــايــــــــم آنـــــلايــن

اگر امشب
اتفــــــــــاقـــــــــی
دلـــتــان هـــوایـــی شـــــد
و خـــــدا حـــوالی شمــــا ســـــر زد
بــــه او بگـــوئید:"پشت خطـــش هستـــــــــم"
بــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــن تمـــــــــــــاس بگیــــــــــرد ...

این روزها...
تلخم!
تلخ...
تلخ می نویسم...
تلخ فکر می کنم...
این روزها...
دست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدم ها...!
پرهیز می کنم از ثبت وجودهایی که ماندگاری ندارند!
این روزها...
تلخ تر از همیشه...
از همه ی آدم ها بریده ام!
گم شده ام در خودم ....