دلخوشی

دل آدم ...
گاهی چه گرم می شود
به یک " دلخوشی کوچک " ...
به یک " هستم " ...
به یک " نوازش " ...
به یک " آغوش " ....
໐๓i໓ค๓

دل آدم ...
گاهی چه گرم می شود
به یک " دلخوشی کوچک " ...
به یک " هستم " ...
به یک " نوازش " ...
به یک " آغوش " ....
໐๓i໓ค๓

دوست داشتن بهـــــانه نمی خواهد
مثل پــرواز که خاصیت پـرنده ست.....
໐๓i໓ค๓

هر جــای دنیایــی دلـم اونجاستـــــ
من کعبمــو دور تــو می ســــــازمـ
من پشتـــ کــردم به همــه دنیـــــا
تــا رو به تــو سجـــاده بنــــدازمـ
هــر روز حسـم تــازه تر میشــــه
غرق تــو میشم بلکــه دریا شــمـ
بیــــزارمـ از اینکــــــــه تمام عمـــر
از روی عــادتــــ عاشقتــــ باشـمـ
امیـــدمـ
گـاهــــی لال مـــی شود آدم ...
حـرف دارد ؛ ولـــی ....
کلمه نـدارد ... !!!

دلم پُر است
پُـــرِ پُـــرِ پُـــر.....
آنقــــــدر که گاهی اضافه اش، از چشمانم می چـــــکد

دوست دارم دستم به اوني كه دوستش دارم برسه
و بگيرمش كلي كتكش بزنم و يهو وسط كتك ، بزنم زير گريه و بگم :
" آخه ديوونه ! دلم واست تنگ ميشه ،
اينقدر از من دور نباش خب )-:
໐๓i໓ค๓



چقدر اين دوست داشتنهای بی دلیل خوب است........
درست مثل همين باران......که بی سوال .......
فقط می بارد....آرام .....شمرده شمرده......فقط می بارد.......
چقدر این دوست داشتن های بی دليل خوب است
σмι∂αм

خدایا چرا کسی که همیشه صاف و صادقه
تنها میمونه تنهاش میزارن
چرا هیچ کس باورش نداره
چرا باید حقش تنها موندن باشه
چـــــراااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا صدامو میشنوی ..اصلا میبینی منوووو ؟؟؟؟؟؟ ))))))):

ای مــتــرســکـــــ ! آنقدر دستهایت را باز نکن ، کسی تو را در آغوش
نمیگیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــیــاورد

شاید باورت نشود
نمیدانم،شاید حق هم داری
دختر بودن خیلی سخت است
گرچه پسر بودن هم آسان به نظر نمیرسد
اما...اما...
دختر که باشی،دوست داری کسی باشد
با تو حرف بزند
در آغوشت بکشد
نگذارد غریبی کنی
دل به چشمانش ببندی و شانه اش را برای گریه هایت نشانه بگیری
وقتی خوب غرق در اشک چشمانت شد،سرت را میان دو دستش بگیرد
بوسه بر پیشانیت بزند
و آرام بگوید: " من اینجا هستم نازنینم،آسوده خیال باش..."
و تو به او بنگری و از احساسات گیجی و سردرگمی بیرون آیی...
دختر بودن هرگز آسان نیست..

مترسک به پرنده گفت:
هر چه قد دوست داری نوکم بزن
اما تنهام نذار...

چه دنياي عجيبي است
همه ميگويند،حرف دلت را بزن
اما هر وقت حرف دلم را زدم ، دل همه را زدم
پــ . نــ : دلم گرفتـــــــــــه خیلــــی زیــــــاد..)))))))))):

بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم !
بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل !
با دلت ، دل حکم کن !
حکمِ دل :
هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ...
دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم .
این دلِ من !
رو بکن حالا دلت را !
دل نداری ؟!
بُر بزن اندیشه ات را ...
حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم
Θɱίɖλɱ

من زن خلق شدم....
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن....
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش .
من زن خلق نشدم که همخواب آدم های بی خواب شوم . . .
زن شدم که برای خواب کسی رؤیا شوم.
من زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم
زن شدم . . . . . .
تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم
Θɱίɖλɱ

او همیشه استقامت دارد
قلب او بسیار ظریف و شکننده است
بسیار شوخ
بسیار فریبا
بسیار بخشنده
بسیار خوش آهنگ
او یک زن است
او یک زندگی است
او مادر است..... ♥
پیشاپیش روز زن و مادر بر تمام مادران ایرانی مبارک باد♥

در ازدحام اين همه واژه ي مبهم، در تکثير کنايت و مجازهاي پر فريب ،
در اين بازار مکاره ي حراج شعر ها و عشق هاي دست دوم،
دلم يک دوستت دارم ساده مي خواهد،
با بوي همان شرجي آشنا و شب بوهايي که هر دو نشانی شان را می دانیم...
Θɱίɖλɱ

به سلامتی عشق...
که هم به آدم آرامش می ده
و هم آروم و قرار رو از آدم می گیره..
❤໐๓i໓ค๓❤

وقتی عطر تنــــت را میخواهم
من به باد هم التماس میکنم
خدا که جای خود دارد..
❤ƠMƖƊƛM❤

همیـن دلتنگیهای ِ زود به زود..
همیـن دلشوره های ِ بیخودی..
همیـن لبخندهای ِ ماندنی..
همیـن چشمهای ِ خیس یواشکی..
همیـن لجبازیهای ِ شبیه بچگی !
همیـن بغض های ِ بیقراری..
همیـن دلهره های ِ مشکوک... !
اصلا" همیـن نوشته های ِ خط خطی...
همۀ اینها "عشقه" !
خود ِ خود ِ عشقه !
سختش نکن لطفاً ! عشق ، همیـن اتفاقات سادست ......
❤امیـــدمـ❤
همه چیز را هم که تقصیر من بیندازی
عاشق شدن من تقصیر توست !!
ὄмἷḋᾄм


دیدن عکست تمام سهم من است
از "تو "...
آن را هم جیره بندی کرده ام
تا مبادا
توقعش زیاد شود!!
دل است دیگر . . .
ممکن است فردا خودت را از من بخواهد!!
امیـــدمـ

عشقی که از تو دارم را هر لحظه فریاد می زنم
هر لحظه هر ثانیه هر زمان
نمی دانم کجا می روم و چه می شوم
نمی دانم کلمه ی ابد یعنی کجا یعنی کدام پایان
فقط می گویم تا ابد عشقت را دارم
تا ابد عاشقتم
تا ابد می خواهمت
هر کجا که باشم !!!
امیـــدمـ

میدانم خدا ؛
یک روز میفهمی که خیلی دوستت دارم ....
و آنوقت با خودت میگویی :
کاش تمام دعاهایش را مستجاب میکردم !
بنده خوبی بود ... !!!

شنیدید که میگن : اونی که گریه می کنه ، یه درد داره
اما اونی که میخنده هزار تا ؟
من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره ،
ولی اونی که گریه میکنه ،
به هزار تا از دردهاش خندیده.
اما جلوی یکیشون <کم> آورده..!!

ميدوني؟ دوست دارم يه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن ، تو باشي منم باشم ،
کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفيد..
تو منو بغل کردي که نترسم ، که سردم نشه نلرزم...
تو منو بغل کردي طوري که تکيه دادي به ديوار پاهاتم دراز کردي ...
منم اومدم نشستم جلوت بين دو تا پاهاي تو که به حالت عدد هفت باز شدن
بهت تکيه دادم . دو تا دستاتو دور من حلقه کردي
من بهت ميگم چشماتو مي بندي؟...مي گي : آره... چشماتو مي بندي.
بهت مي گم : قصه مي گي تو گوشم ؟ مي گي : آره..
و شروع مي کني به قصه گفتن تو گوشم ، آروم آروم...قصه مي گي .
يک عالمه قصه بلند و طولاني که هيچ وقت تموم نمي شه ..
تو دلم دارم باهات حرف ميزنم...
مي دوني ؟ مي خوام رگ بزنم رگ خودمو، مچ دست چپمو... يه حرکت سريع.. يه ضربه عميق . بلدي که ؟...
نه!!! تو که نمي بيني و نمي دوني که مي خوام رگمو بزنم ...
تو چشماتو بستي نمي بيني .....
من تيغ و از جيبم در ميارم.... نمي بيني که سريع مي برم يه برش عمقي...
نمي بيني که خون فواره مي کنه... روي سنگاي سفيد
نمي بيني که دستم مي سوزه و لبم و گاز مي گيرم که نگم آآخ ...
که تو چشماتو باز نکني و منو نبيني....
تو داري قصه مي گي ...من شلوارک پامه دستمو مي زارم رو زانوم .
من دارم دستمو نگاه ميکنم . دست چپمو.....
خون ازش مياد... خون از روي زانوهام مي ريزه کف سنگها ، مسيرش قشنگه....
با ديدنش لبخند تلخي ميزنم... حيف که چشمات بسته است نمي بيني ...
سيگار فيلتر سفيد خودمو که همش ميخنديدي ميگفتي چرا عوضش نميکني؟
ازتو جيبم در ميارم و روشن ميکنم ... ميگم چشماتو بازنکن تا سيگارم تموم شه...
ميگي باشه ...
تو بغلم کردي مي بيني که سردم شده ، محکمتر بغلم مي کني که گرم بشم...
مي بيني که نا منظم نفس مي کشم ...
تو دلت مي گي آخي..... باز اين سيگار.... بازم نفسش گرفت...
مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سردتر مي شم ...
مي بيني که ديگه خر خر نمي کنم . چشماتو باز مي کني و مي بيني ...!!!
مي دوني ؟مي ترسيدم خودمو بکشم ، از سرد شدن... از تنهايي مردن... از خون ديدن
ولي وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ؛ مردن خوب بود .آرومه آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...گريه نکن
ديگه...
من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم بازم گريه کردي ؟ خوشگل شديااااا
بعد تو همون جوري وسط گريه هات بخندي ، گريه نکن ديگه خب ؛
دلم مي شکنه ... دلم نازکه...نشکونش خب ؟
من مردم ولي تو باورت نمي شه ، تکونم مي دي که بيدار شم
فکر مي کني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم.
مي بيني نفس نمي کشم .... خون رو داري ميبني دست چپمو هم! ولي بازم باور نمي کني
اونقدر محکم بغلم مي کني که گرمم شه... اما فايده نداره

از زنهــــــائی که به زنها خیانتـــــــ می کنند متنفـــرم ...!
همون هایـــی که با وجود اینکــه می دونن
تو وجــــود داری ولی میــان جاتو می گیــــرن :|

وقتـی دلتنگ هستم چـقـــــدر ظـالم مـی شومـــــــ
حتـــــــــی نمیخواهمــــ
لحظــــــه ای پیش خودتـــــــ بـاشـــــــــی..!!
❤ ƠMƖƊƛM ❤

بسلامتیـﮧ... اغوشـ بے منتے کـﮧ...
تـو رو فقطـ و فقط واسـﮧ خودتــ میخــواد...
وقتـے تو اوجـِ تنهایـے هستـے...
با چشاشـ بهتــ بگـﮧ: هستمـ.. تا آخرشـ ...
❤ اُمیـــدَم ❤

عشــق رو باید هر لحظـه ابراز کرد
هیچ وقت فکر نکنین که..:
خوب معلومه که من عاشقشم..!!


فرقـے نمـے کند !!
بگویم و بدانـے ...!
یا ...
نگویم و بدانـے..!
فاصله دورت نمی کند ...!!!
در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!
جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:
دلــــــــــــــم.....!!!
اُمیـــــــــــدمـ ![]()

رفتار عاشقـــــانه ی زن را بایــد از دلتنگـــــــــــــــیش فهمید
از شـــوقُ بی تابیـــــش برای دیدار
از حس کودکانــــه اش برای آغــــــــوش!
از خجالتش برای بوســــه گرفتن!
زن بــــــی دلیل بهانه نمیگیرد
شاید بهانه ی نداشتن دستانِ گرمـــی را دارد که دستانش را بگیرد ..

دور نــــــرو
بیـا کنار دلـــم
من غیر از اینها که مینویسم
نوازش هم بلدم...
❤ օოἶძმო ❤

عشق یعنی ...
روزی هزار بار به هزار زبون بهش بگی دوستت دارم
و بازم دلت بخواد هزار بار دیگه تکرارش کنی..
دوستت دارم
๏๓เ๔ค๓