
تحويل نميگيرم!!سالي را...كه بدون حضور تو تحويل شود
.
♥ امیـــدمـ ♥

تحويل نميگيرم!!سالي را...كه بدون حضور تو تحويل شود
.
♥ امیـــدمـ ♥

از یه جایی به بعد عادت می کنی دیگه منتظر زنگ یا sms نباشی
از یه جایی به بعد صدای زنگ گوشیت رو هم فراموش می کنی
از یه جایی به بعد تویی که گوشیت از رگ گردن هم بهت نزدیکتر بود
تا یه وقت SMS اون بی جواب نمونه یا جوابش دیر نشه
می بینی که هی گوشیت رو تو جاهای مختلف فراموش می کنی
از یه جایی به بعد خوشبختی یعنی یک SMS از اون
از یه جایی به بعد شنیدن صداش میشه آرزوت!
از یه جایی به بعد می فهمی که مدت هاست به فنا رفته ای!!

چه لحظه دردآوريه٬
5
ولی به جای
enter
و مينويسي
خوبم مرسی تو خوبی؟

...از بهار تقویم می ماند
+
..و از من +
!...استخوان هایی که تو را دوست خواهند داشت +

دو قــَـــدم مــانده تـا بهــــــــار
امـــّـــــــا ٬
اینجـــا دِلتَنــــــــگی ، بـیـــــــداد می کُنـــد

دل اسـتـــ !
شــعـور اگـر داشـتـــ ، نـمـی گـرفتـــ
...

بعضی وقتـــ ها چیزی می نویسی فقط برای یکــ نفر٬
اما دلـــتـــــــ میگیرد وقتی یادتــــ می افتد که هرکســـــــــــی ممکن است بخواند
جـــــــــــــــــز آن یــــکـــــــــ نــــــــــــــــــــفر
!!...بـــه سلامتــــــیه همون یــکــــــ نـــــفـــــــــــــــــر

!!.... اِمشبــ خَسته تَر از هَر روزمـ
.... کاش میشُد گوشه ای نِوشتـــ : خُدایا اِمشَبـــ خِیلی خَسته اَمـ
!...فـَردا صُبح بیدارَمـ نکُن


:هَمیشـه می گفتَند
تَرکِ عادَت موجب مَرَض است
امآ اینبـار موجبِ مَرگ میشَود تَرکِ عادتِ با تو بودَن
♥ اُمیـــــدَمـ دوسِتــ دارَم نَفَسمـ ♥

: از نظر بعضی آدما وقتی
!!!به مردی احترام میزاری یعنی: بهش علاقه داری
احترام نمیزاری یعنی بی شخصیت هستی و تربیت خانوادگی نداری
به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی... جوابش رو نمیدی یعنی امل و ندید بدید و
!!! دهاتی هستی
!! لبخند میزنی یعنی جلفی...نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که قراره تو رو تحمل کنه
وقتی حرف میزنی و معاشرت میکنی و از خودت دفاع میکنی یعنی هفت خطی ... وقتی سکوت
!!!میکنی یعنی منزوی هستی و روابط عمومی خوبی نداری و شاید مشکل روانی داری
وقتی گریه میکنی یعنی سست و ضعیفی یا داری اشک تمساح میریزی ... گریه نمیکنی یعنی بی
!!!... احساسی و زنانگی نداری و رفتارت مردونه هست
وقتی دوست پسر داری یعنی خرابی هرچند این رو به روت نمیارن
!!! وقتی دوست پسر نداری دروغ میگی و داری جانماز آب میکشی
وقتی قصد ازدواج داری یعنی میخوای یکی پیدا بشه آویزونش بشی و
خودت رو بهش بندازی ...وقتی
!! قصد ازدواج نداری یعنی داری کلاس میزاری و از خداته که یکی بیاد تو رو بگیره
وقتی مردی خیانت کنه همه براش دلسوزی میکنند و میگن: طرف براش کم گذاشت و رفت سراغ یکی
بهتر و اون طرف حتی اگه همسرش هم باشه باید مردش رو ببخشه و خودش رو اصلاح کنه! اصلا مرد
اگه تنوع طلب نباشه که مرد نیست! / وقتی زنی خیانت میکنه میگن: ای فاسد بی چشم و رو! و
!!!.... گذشتی در کار نیست و اگه همسرش نباشه اسید پاشی و اگه همسرش باشه سنگسار
!!!...و......و.....و
!و با تمام اینها من یک زنم ! میگم و میخندم و اشک میریزم و میجنگم و عشق میورزم
!و تو مرد باش
مردی که با تمام مردانگی ات حتی یک روز نمیتونی زیر بار این فشارها و قضاوتهای بی ربط
!!...به جای یک زن زندگی کنی
![]()

... بُگذار بِگویَند خَسیسَمـ
مَنــــ
دوستَتــ دارَمـ هایَمـ
را الکی خـَرج نِمیکنَمـ
جُز بـَرای مِهربانیِ خودِتـــ
♥ اُمیــدِ زندِگـیــمـ ♥
:من عاشق اون دیالوگ پدر ژپتو هستم که به پینوکیو گفت
پینوکیو
چوبی بمان .
آدمها سنگی اند...
دنیایشان قشنگ نیست..!!
یه دنیااااا دلم گرفته ...........
۳۵۹ روز گذشت
بعضیا دلشون شکست
بعضیا دل شکوندن
خیلیا عاشق شدن
و
..... خیلیا تنها
گریه کردیم
خندیدیم
.. خیلیها از بینمون رفتن
حالا فقط ۳ روز مونده
۳ روز از همه اون خاطره هامون تو سالی که گذشت
......![]()

... مهم نیست که آخر دنیاست خانه ات
.... مهم ، من واین قدم هاست
... که تا به تو نرسند
!!...آرام نمی گیرد
!!!...
من چقدر لبریزم ، از تو
♥ امید عشقم ♥


♥ کمـــی گیجمـ کمــی منگمـ ، عجیبــــ استـــــ
♥ ♥ پریــده بی جهتــ رنگمـ ، عجیبــــ استـــ ♥♥ تو را دیدمـ همین یک ساعتــ پیش
♥♥ برایتــــ بـاز دلتنگـــمـ ♥
♥ عجیب استــ
♥
امیـــدمـ

گــآهی باید بیرحــــــــــم بود 
نهــ بــآ دوست،نهـ بــآ دشمن 
!!! بلکهــ بــآخودتــ 
وچهــ بزرگتــ میکند 
!!! .... آن سیلیی کهـ خودت میخــوآبانی برصورتتـــــــــ 

نــﮧ بــوے ســــیگار را دوسـتـ دارمـ +
نــﮧ تــلخــے لـــبخند ها را +
و نــﮧ شـــورے حــرفـ هـا را +
مــــنـ تـــــشنـﮧ یـــکـ حــــسمـ +
بــے تـــفاوتـ از کـــنارمـ نـــگذر +
شـــاید فـــردا بـــرایمـ طـــــلوعــے دیــــــگر نــداشتـﮧ بــــاشد +
شــــاید فـــردا تــــمامـ شــــــدمـ +
هـــــــــمینـ +
نــــقطـﮧ +
♥ امیــدمـ ♥


گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم
من رفتم، باهات قهرم، دیگه تموم، دیگه دوستت
!...ندارم
:وچقدر دلم میخواهد بشنوم
کجا بچه لوس؟ غلط میکنی که میری! مگه دست خودته؟
!!... ... رفتن به این راحتی نیستاما نمیدانم چه حکمتیست که آدمی , همیشه اینجور وقتها
:میشنود
به جهنم
...!!!


گاهی دلت از زنانگی ات می گیرد
میخواهی كودك باشی
دختر بچه ای كه به هر بهانه ای
به آغوشی پناه می برد
و آسوده اشك می ریخت
زن كه باشی بـــــــایــــــد
بـــــغـــــض هـــــای زیــــــــادی را
بــــــــی صــــــــدا دفـــــــن كنـــــــی

...پیشانی ام
!!...چسبیدن به سینــه ات را میخواهد
...و چشم هایم خیس کردن پیراهنت را
عجب بغض پرتوقعی دارم
!!... مــن امروز
امیــــدم


!آدم هایی هستند که بودنشان ،حتی مجازی به آدم آرامش می دهد
دوستی شان برایت حقیقی می شود
.. و یک دفعه میشوند یک قسمتی از زندگیت
.. آدم هایی هستند که با تمام مجازی بودنشان
... سهم بزرگی از حقیقت دوستی های تو دارند
...کسانی که با اینکه چیزی از زندگی تو نمی دانند اما با جان و دل به دردت گوش می دهند
... پس قدرشان را بدانید
♥ امیـــدم عاشقتــم ♥

.. دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا
.. دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را
!این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی
..باید آدمش پیدا شود
..باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد
سنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج
کسی نکردهای و
.. روی هم تلنبار شدهاند
..فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش
...شروع میکنی به خرج کردنشان
..توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
..توی رقص اگر پا به پایت آمد.. اگر هوایت را داشت.. اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
..توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود.. اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود.. اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی .. برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک
چقدر
زیبایی .. یک با من میمانی؟
!.بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن.. به اعتماد آدمها
سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری
.. اما بگذار به سن تو برسند
!!...بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
!!...غریب است دوست داشتن
!!!!... و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر
تقصیر از ما نیست؛
!!... تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند

... کاش گاهی مرد بودم
...
به خیابان ببرم...به کوچه ها بریزم
....با صدای بلند از ته دلم بخندم
!!!....و هیچ ماشینی.....برای سوار کردنم....ترمز نکند
... من از زن بودنم در این سرزمین گاهی سخت گله دارم
! ... بعضے حرفا رو نمیشہ گُفـت ، بآید خـورد
! ... ولے بعضے حرفا رو ، نہ می شہ گفت ، نہ میشہ خورد
! می مونہ ســر دل
! میشہ دل تـــنـــگ
! میشہ بــــــغــــض
! میشہ ســڪـــوت
میشہ همون وقتے ڪـہ خودتم نمیدونے چـہ مَرگِـتـہ
...!!!
مـــرا به اسم کوچکـم که ... صدا می زنی
......لحــــن صدای تـــو
....دوست داشتنی ترین
....صـــدای عـــالم استـــــــ

... زن زیبــائی نیستــم
... موهــائی دارم سیـاه که فقط تا زیر گردنــم میآید
و نه شبـــ را به یادتــ میآورد
نه ابریشــم
نه سکوتِ شاعرانــه
...
نه حتـی خیال یکـــ خوابِ آرامپوستِ گندمــی دارم
که نه به گنــدم میمانـد
نه کویــر
و چشــم هائی
که گاهی سیــاه میزنــد
گاهی قهــوه ای
!!!...دستهایم
...دست هایم مهرباننــد
و هر از گــاهی
.. برایِ تــو
... به یادِ تــو
... به عشقِ تــو
شعر مینویسنـــد
مـــرا همینطور ساده دوستـــ داشتــه باش
![]()

هميشه بـآيد کَسـي باشد کـــہ مــَعني سه نقطههاے انتهاے جملههايَتـــ را بفهمد
هَـميشه بـآيد کسـي باشد تا بُغضهايتــ را قبل از لرزيدن چـآنهات بفهمد
بـآيد کسي باشد کـــہ وقتي صدايَتــ لرزيد بفهمد،کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد
کسي بـآشد ،کـــہ اگر بهانهگيـر شدے بفهمد
کسي بـآشد،کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے براي رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتيآج داري
بفهمد کـــہ درد دارے
کـــہ زندگي درد دارد
بفهمد کـــہ دلت براي چيزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زيرِ باران
براے بوسيـدَنش
براے يك آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
هميشه بايد کسي باشد
.....هميشـــــــه
امیــدم عشقــــم

...گوشي موبايلي که توي دست فشرده نشه
...به خاطر تو بوسيده نشه
....شب کنار بالش گذاشته نشه
...چند بار نيمه هاي شب به خاطر پيام هاي احنمالي ت نگاه نشه
...گوشي موبايل نيست که
صرفا همون گوشت کوب معروفه که به خاطر نداشتن تو بايد روزي صد بار کوبيدش به ديوارررررر
♥ امیـــدم ♥

خوبه که وقتی بغض گلوتو میگیره
به خودت بگے : عزیزم میشه لطفا خفه شے ؟
میشه لطف کنے بس کنے ؟
تو چه میدونے عشق چیه ؟ اصلا به چه حقے چنین کلمه اے
که انقدر با عظمته به خودت نسبت میدے
تو ؟ تو فقط یه آدم دروغگویے با یه دنیا " ادعا "
اگه دیدے حرفت تاثیر نداشت
سعے کن همچین بزنی در گوشت ..!
که بفهمه عقله که باید تصمیم بگیره
این یه حکومت کاملا استبدادیه !
کسے حق اعتراض نداره
احساسات اگه حرف اضافے بزنہ مجازات میشه ..
همین و بس :|

این روزها لباسے از جنس غم را به تن کرده ام . .
این روزها، نه من .. نه قلبم! این احساسم است که از شکستـ عاجز است . .
آرے ! این احساس است که همچو کودکـے بر کویر دل میبارد . .
.
.
"کآش احسـاس در کلـَمات میگنجید"
+ بیشتر از هر کَســے الان به تو نیاز دارم . . .
+ حالم تعریفـے ندارهْ . . .
کم طاقتی ،
عادت آن روزهایت بود.
این روزها ،
برای گرفتن خبری از من
عجیب صبور شده ای
راستی چرا سراغم نمی گیری....
و حرف های نگفته ام را
اینگونه به زبان آوردم
شاید دلم آرام گیرد
راستش را بگو
نوشته هایم را
آیا تو میخوانی ....؟
امیدم

چقدر سخته...
بعد از پشت سر گذاشتن کلی خاطره قشنگ
با بی اعتنایی و بی تفاوتی بهت بگه :
هرجور راحتی کسی مجبورت نکرده بمونی..![]()
بعضی وقتها مشکلات یکی یکی نمیان سمت آدم صبر میکنن همه با هم یه آژانس میگیرن!
خُدایــا
دستــت را از روی ِ Space بــردار
بــس نیسـت اینـهمه
...............
فـ ـاصــ ــله؟!

شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...!
چرا که در تاریکـــ ـی ..
چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!
و هر لحظــــــــ ـه ..
این امیـــــ ـد ..
در درونــــــ ــم ریشه می زند ...
که آمده ای ..
ولی من ندیده ام!

گر چه می دانم دوستم دارد،
اما امشب غمگینم
چون نگاهش به شیرینی رویاهای من نیست …
ღ امیـــدم ღ
خدا جون میشه یواشکی بهم بگی
اونی که ازش بیخبرم چه حالی داره...؟!
بعضی وقتها دوست دارم
وقتی بغضم میگیره
خدا بیاد پایین و اشکامو پــاک کنه
...
دســـتمو بگیره و بگه :
آدمـــا اذیتــت میکنن ؟؟!!!!!
بیـــــــا بـــریـــــــم ....

خدایـــا
....
من اینجـــا ،
.........
دلــــم سخـــــت معــــجزه مــــی خواهــــد و
..............
تـــــــــو انـــگار،معـجزههــــــایت
..................
را گــــــذاشته ای بــــــرای روز مبــــــــادا....

روزهاي خوب باهم بودنمان گذشت
روزهايي که با چند خاطره تلخ و شيرين به سر رسيد و
تنها يادگار از آن روزها يک قلب شکسته برجا ماند
روزهاي شيرين عاشقي گذشت و امروز من تنهاي تنهايم ، گذشت
و اينک دلم هواي تو را کرده است
دلم تنگ است براي آن لحظه هاي شيرين با هم بودنمان
دلم براي گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روي گونه زيبايت تنگ شده است
کاش دوباره آن روزهاي شيرين عاشقي مان تکرار مي شد ، کاش دوباره
مي توانستم آن صدايي که شب و روز به من آرامش ميداد را بشنوم
دلم براي آن خنده هاي قشنگت تنگ شده است عزيزم
تو رفتي و تنها چند خاطره که هيچگاه نمي توانم فراموش کنم بر جا گذاشتي
خاطره هايي که ياد آن اين دل عاشقم را مي سوزاند
دلم بدجور براي تو تنگ است عزيزم
برگرد! بيا تا فصه نيمه تمام عشق را با شيريني به پايان برسانيم
برگرد تا قصه من و تو پايانش تلخ و غم انگيز نباشد
!دلم براي لحظه هاي ديدار با تو تنگ شده است
چه عاشقانه دستانم را مي گرفتي و در کنارم قدم ميزدي ، چه
عاشقانه مرا در آغوش خود مي فشردي و به من مي گفتي که مرا دوست مي داري
!برگرد تا دوباره آن خاطره هاي شيرين با هم بودنمان تکرار شود
دلم بدجور براي تو ، براي حرفهايت ، درد دلهايت ، صداي گريه هايت تنگ شده است
عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم و مني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم
با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن
تا عاشقانه تر از هميشه از تو و آن عشق پاکت بنويسم
عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم
و مني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم
ღ امیـــــدم ღ

امشب به یاد
تکــــ تکِـــــ شبـــــ هـا
دلــم گرفتـــــ در اضطرابـــــ کهنه ی غم هــــا، دلم گرفت
انـگــــــار بغــــــض تــازه ای از نـــــــــو شکــستـــــــه شــــــــــد
در التهابِــــــــــــــ خیــــــسِ ورق هــــــــــا، دلـــــــــــم گرفتـــــــــــ
از خـــــواندن تمـــــام خبرهــــــا تنــــــــم بسوختـــــــــــ
از گفتــــــن تمــــــام غزل هـــــــــا دلـــم گرفتــــــ
در انتظــــــار تا کــه بگیــــرم خبــر ز تــو
در آتـــشِ گرفتــــــه سراپــــــا
...دلـــم گرفت
متروکـــــه نیستـــــــ
خلوتِـــــ ســرد دلــــــم ولـــــی
از ارتبــــاطِـ مـــردم ِدنیـــا دلـــم گرفتــــــ
یکــــ ردِ پـــا که سهــــمِ من از بــی نشانــی استـــــ
از ردِ خـــون که مانـــده به هر جـــا، دلم گرفتـــــ
اینجـــا منم و خاطــره هایــــی تمــام تلــــخ
اقرار میکنــم، درآمدم از پا
دلــم گرفتـــــــــ
امیـــدم

خیـــلی وقتــه ســـایتو بر ســـر نـــــدارم 
چشـــم به در دارم ازتــــــ خبـــــر نــــدارم 
خیـــلی وقتـــه زیر رگبــــار محبتـــــــ پــــای رفتــــن دارم 
تـــــو بـــــرام همــــه کســی تـــو بــرام همنفســـــی 
نمیدونــــم که چـــرا تو به من نمیرســــی 
جــــای امن بودنــــم گرمــی آغـــوش توستــــــــــ 
دلـــی دارم نازنیـــــن که همیشــه پیش توستـــــ 
کـــی به تـو گفتـــه دیگـــه تو رو نمیخــــوام 
با دلـــی عاشـــق به دنبالتــــــ نمیـــــام 
کــی به تو گفتــه دیگه دوستـــــ نـــــدارم 
گــــل بوســــه بر سر راتــــــــ نمیکــــــارم 
با تو هنـــوز عاشقانـــه میخونـــه 
مثــل دلــه من به پاتــــ میمونـــــه 
شبـــای من بدون تو یــه آسمونـــه بی ستارستـــــ 

بیست و چند سال خندیدیم و خنداندیم
...همیشه آدم سر خوشِ جمع بودیم
انگشت ها رو به ما : خوش به حالش ، چقدر شاده
اما در کنج تنهایی هاییمان ، بغض هایمان را در دفتر خاطراتمان چال می کردیم
خواندند و گفتند : چه شعر تلخ و قشنگی
با همه خندیدیم و تنها گریه کردیم
این را از من به یادگار داشته باش
آنهایی که بلند می خندند ، بی صدا می گریند
♥ كوتاهي زمان راوقتي فهميدم كه دركنارت بودم ♥
♥ وطولاني بودن آن را وقتي فهميدم كه درانتظارت بودم ♥
♥ حالا كه دلتنگتم زمان ايستاده است . . . ! ♥

الهی بمیرم اگه باز ببینم غمی توی چشمات 
الهــــــی کـــه باشـــه بـــــرای دل مــــن تمــــومیـه دردااااتـــــــ 
الهــــــــی بمیـــــــــــرم واســـــه اون نگـــــاهتـــــــ کـــه انقــــــدر نجیبــــــه
الهــــــــــی بمیـــــــــــرم واســـــه اشــکــــــ چشمـــــاتـــــــــ کــــه خیلـــــی غــــــــریبه
بمیـــــــــرم الهـــــی واســــه تــو .. واســه تـــو ... تـــو کـــه گــریه کـــــردی
تـــــو کـــه لحظـــه لحظـــه تمــــوم غمـــهارو بــا مــن ســـر میــکردی
دیگــه گریـــه بــس کــن ..بزار واســه ی مــن تمومـــه غمــاتو
بـــزار من بمیــرم که طاقتــــ ندارم ببینـــم چشـــاتــو..
اندوه ما در غم از دست دادن آن عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد

امید عزیزم درگذشت پدر عزیزتو تسلیت میگم عشقم 
امیدوارم آخرین غم زندگیتون باشه ... خدا به خودت و خانوادت صبر بده عزیز دلم 
خیابان ها دیگر صدای پای او را
زمزمه نکردند..
و دیگر بوی نفس او
در هوا پخش نشد
او رفت
و روز رفتنش را یادم هست
باران میبارید
و من تنها دستی را دیدم که در هوا تکان میخورد
..و نگاهی که دیگر باز نگشت
.و امروز باران می آمد
روز رفتن پدرم بود
آسمان پا به پایم گریست
و خیابان ها سیاه پوش رفتنش بودند
... ... 

برای تو نامه ای می نویسم ...دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !
نزدیک باشی و اما دور ...دور ...دور !تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است .تمام دنیا پر از پنجره
هایی است که پرنده ندارند ...پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می
رسند ! فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند ! خون بهای این
دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!
دلتنـگی
عین آتش زیر خاکــــــستر است
گاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده
امّـــــا یــک دفــــعه