بیست و چند سال خندیدیم و خنداندیم ...

همیشه آدم سر خوشِ جمع بودیم

انگشت ها رو به ما : خوش به حالش ، چقدر شاده

اما در کنج تنهایی هاییمان ، بغض هایمان را در دفتر خاطراتمان چال می کردیم

خواندند و گفتند : چه شعر تلخ و قشنگی

با همه خندیدیم و تنها گریه کردیم

این را از من به یادگار داشته باش

آنهایی که بلند می خندند ، بی صدا می گریند