خندیدیم و خنداندیم...

بیست و چند سال خندیدیم و خنداندیم
...همیشه آدم سر خوشِ جمع بودیم
انگشت ها رو به ما : خوش به حالش ، چقدر شاده
اما در کنج تنهایی هاییمان ، بغض هایمان را در دفتر خاطراتمان چال می کردیم
خواندند و گفتند : چه شعر تلخ و قشنگی
با همه خندیدیم و تنها گریه کردیم
این را از من به یادگار داشته باش
آنهایی که بلند می خندند ، بی صدا می گریند
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ساعت توسط S ª ý È
|