به عشـق تــو..

... زن زیبــائی نیستــم
... موهــائی دارم سیـاه که فقط تا زیر گردنــم میآید
و نه شبـــ را به یادتــ میآورد
نه ابریشــم
نه سکوتِ شاعرانــه
...
نه حتـی خیال یکـــ خوابِ آرامپوستِ گندمــی دارم
که نه به گنــدم میمانـد
نه کویــر
و چشــم هائی
که گاهی سیــاه میزنــد
گاهی قهــوه ای
!!!...دستهایم
...دست هایم مهرباننــد
و هر از گــاهی
.. برایِ تــو
... به یادِ تــو
... به عشقِ تــو
شعر مینویسنـــد
مـــرا همینطور ساده دوستـــ داشتــه باش
![]()
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۲۱ ساعت توسط S ª ý È
|