کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم،


وسایل شکسته و پاره و پوره می خریم،


بی اختیار فریاد زدم قلب شکستم می خری؟


گفت که اگه ارزشی داشت، کسی اونو نمی شکست... .