خدا جون گوش کن باهات حرف دارم ....

دیگه نمیخوام فکر کنم که حکمت کارات چی هست ......

حتی دیگه حوصله ندارم گلایه کنم یا از مشکلاتم حرف بزنم .......

خودت خوب میدونی توی دلم چی میگذره .......

یکی از دوستام میگفت روزایی شده که همه پشتمو خالی کردن

ولی همین که اون هست بهم آرامش میده...... تو رو میگفت .......

ولی مثل اینکه تو هم داری بین ماها فرق میزاری .....

آخه به من که رسید تو زودتر از همه پشتمو خالی کردی ....

دلم به بودن تو خوش بود ..

مگه از تو محکم تر هم تو دنیا هست که ولم کردی ؟ !!!

مگه میشه به جز تو با کسی حرف زد ؟....چرا ؟ چرا اذیتم میکنی ؟

من که ادعایی ندارم .......

من که تو هفت تا آسمون یه ستاره ام ندارم ........

اذیتم میکنی که چی بشه ؟ ...که چی رو از دست بدم ؟ .......

مگه من دیگه چیزی دارم ؟......

اذیتم میکنی که چی بشه ؟ ......

من که همه ادعام ، همه غرورم ، همه چیزم به خاطر دوری ازت نابود شد .......

بس نیست ؟ ...بس نیست گریه ؟ .. بس نیست تنهایی ؟ .......

خسته شدم .....

چرا تموم نمیشه این زندگی لعنتی ؟ .......

گفتم شاید دلت به رحم بیاد و تموم کنی این عذابو .....

 پشتمو خالی نکن ....!!!