خسته ام از تظاهر به ايستادگي ؛
زور که نیست ،
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم !
و با لبخندی مسخره وانمود کنم که همه چیز رو به راه است ....
زور که نیست ،
اصلا دیگر نمی خواهم بخندم ؛
می خواهم لج کنم ؛
با خودم با همه ی دنیا !
چقدر بگویم : فردا روز دیگریست ....
و امروز بیاید و مثل هر روز باشد ... !!!
خسته ام....
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۰۲ ساعت توسط S ª ý È