از مترسڪے سوال کردمـ :


آیا از تنها ماندטּ در ایـטּ مزرعه بیزار نشده‌اے ؟!


پاسخمـ داد : ترساندטּ دیگراטּ براے مـטּ لذتے به یاد ماندنے استــ


پس مـטּ از ڪار خود راضے هستمـ و هرگز از آטּ


بیزار نمےشومـ!


اندڪے اندیشیدمـ و سپس گفتمـ :


راستــ گفتے! مـטּ نیز چنین لذتے را تجربه ڪرده بودمـ !!!


گفتــ : تو اشتباه مے ڪنے!


زیرا ڪسے نمی تواند چنیـטּ لذتے را ببرد مگر آنڪه درونش مانند مـטּ با ڪاه پر شده باشد !!!