
از مترسڪے سوال کردمـ :
آیا از تنها ماندטּ در ایـטּ مزرعه بیزار نشدهاے ؟!
پاسخمـ داد : ترساندטּ دیگراטּ براے مـטּ لذتے به یاد ماندنے استــ
پس مـטּ از ڪار خود راضے هستمـ و هرگز از آטּ
بیزار نمےشومـ!
اندڪے اندیشیدمـ و سپس گفتمـ :
راستــ گفتے! مـטּ نیز چنین لذتے را تجربه ڪرده بودمـ !!!
گفتــ : تو اشتباه مے ڪنے!
زیرا ڪسے نمی تواند چنیـטּ لذتے را ببرد مگر آنڪه درونش مانند مـטּ با ڪاه پر شده باشد !!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۱۶ ساعت توسط S ª ý È