
دختر کوچولو و پدرش از رو پلي ميگذشتن. پدره يه جورايي ميترسيد،
واسه همين به دخترش گفت: «عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيوفتي تو رودخونه.»
دختر کوچيک گفت:«نه بابا، تو دستِ منو بگير..» پدر که گيج شده بود با تعجب پرسيد:چه
فرقی میکنه!!!؟؟؟ دخترک جواب داد:
«اگه من دستت را بگيرم و اتفاقي واسه م بيوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم.
اما اگه تو دست منو بگيري، من، با اطمينان، ميدونم هراتفاقي هم که بيفوته، هيچ وقت دست منو ول
نمي کني.»
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۱۱ ساعت توسط S ª ý È