پاهایت را مردانه روی هم می گذاری



و من چه زنانه بوی بودنت را برای روز مبادا توی جیب هایم جا میدهم



وقتی مرا دعوت به آغوشت می کنی



من پر از سکوت میشوم و از چشم هایم میگذرم و میگویم : چشم !



این زنانگی را دوست دارم ! وقتی که تو اسیرش میشوی .



໐๓i໓ค๓