نمی خوام از جاهای دیگه مطلب کپی کنم یا عکس عاشقونه ای بذارم  .. می خوام احساس این روزامو بنویسم .. یه احساس عجیبه .. احساس تنهایی .. تنها نیستم ولی این احساس همراه من همه جا هست .. هیچوقت تو زندگیم اینقدر دلم واسه کسی تنگ نشده بود .. دلم بــابــا رو میخواد .. همه ی دنیا هم که پیشم باشن من کسی رو ندارم که دلگرم باشم به بودنش .. بابا که نباشه یعنی هیشکی نیست ازت حمایت کنه .. خیلی ترسناکه این حس .. 

دارم همه رو اذیت میکنم .. خودمو .. سایه رو .. همه رو .. دست خودم نیست . شدم مثل بچه ای که مدام بهونه میگیره .. این روزا تحمل کردنم خیلی سخته .. خودمم اینو خوب میدونم .. این حرفا تموم چیزیه که تو دلم مونده بود و دوس داشتم بزنم ..

فقط یه چیز دیگه میمونه .. میخوام معذرت بخوام از دختری که دارم همه جوره اذیتش می کنم ولی بازم کنارمه .. مواظبمه .. دوسم داره .. 

ســـــــــــــایه عاشقتم  .. منو ببخش