دیگه هیچ چیزی اَزم نمونده دنیا
جز همین جونم که مونده کف دستتــ
این که چیزی نیست دیگه ته مونده هاشه
همینم بگیرش از من نازِ شصتتــ
چرا اون ابر سیاهِ بی کسی سایه هاش
رو بخت تیره یِ منه..!!
چرا جز دلتنگی و دلواپسی
در خونمو کسی نمیزنه...!!
جز همین جونم که مونده کف دستتــ
این که چیزی نیست دیگه ته مونده هاشه
همینم بگیرش از من نازِ شصتتــ
چرا اون ابر سیاهِ بی کسی سایه هاش
رو بخت تیره یِ منه..!!
چرا جز دلتنگی و دلواپسی
در خونمو کسی نمیزنه...!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۱/۱۵ ساعت توسط S ª ý È