تو کیستی که مرابه مهمانی غزل و ترانه میبری ..؟


و دستان
سرد مرا


به پیوند جوانه ی زیبای
عشق


گره میزنی

تو کیستی ؟ که در
دلم


چو نوری روشن


هم نشین
تنهایی های تاریکم شده ای


و چو تصویری رویایی


مانده بر پرده ی
دیدگانم شده ای


من میدانم،


تو همانی که مرا تا نهایت های دور


تا
عشق

با مدارا میبری ...



OMidaM