با تو که سخن می گویم ،


کــودکانه گــم میشــوم در
التــهاب بودنــت.


در
داشتنت شوقــیست کــه


می کــشاندم به بــرزخی با
فاصــله ای یکــسان از دوزخ و بهشــت،


نه ، نه بسیار
نزدیک تر به بهشت،


می دانی که کلبه ی دلم تنها با عطر
حضور تو همیشه نورانیست !!


گفــته بودم که نمی شود
دوســتت نداشت !!!





OMidaM