♥ ♥ دلنوشتــه ♥ ♥

این مرز و این دیواری که بینمان کشیده ای
حس میشود
میدانم میخواهی جلوی چیزی را بگیری که
از نگاه تو شاید فاجعه باشد ...
و از نگاه من یک عشق صاف و ساده ای بیش نیستـــ
و این را نمیدانی که مدتهاست این عشق در تمام وجودم رخنه کرده ....
کاری از هیچکس ساخته نیست ...
دست تو نیست دست من هم نیست
کار قلب من است
نمیتوانی با این دیوار راه عشق را کج کنی
من هم نمیتوانم
چرا که قلبم از من دستور نمیگیرد کار کارِ خودش و حرف حرف خودش است ..
فقط کاری که از دستم می آید اینست ...
که مانع انتظاراتش از تو شوم ...
نباید از تو انتظاری بیش از این داشته باشد , چنین حقی را ندارد ...
خودخواهی ممنوع ...!
اگر گاهی بیش از لیاقتش محبت طلب میکند ... تو ببخش
بگذار به پای دوست داشتن بی اندازه اش ...
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
من هیچ اجباری به دوست داشته شدن ندارم ..
نه...
در عشق و دوست داشتن ذره ای اجبار جایی ندارد
همین که هستی
همین که گاهی صدای نفسهایت را بشنوم کافیست ....
شاید از سرم هم زیاد استــــــ ...
عشق شاید همین باشــــد ...
OMidaM
فقط کاری که از دستم می آید اینست ...
که مانع انتظاراتش از تو شوم ...
نباید از تو انتظاری بیش از این داشته باشد , چنین حقی را ندارد ...
خودخواهی ممنوع ...!
اگر گاهی بیش از لیاقتش محبت طلب میکند ... تو ببخش
بگذار به پای دوست داشتن بی اندازه اش ...
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
من هیچ اجباری به دوست داشته شدن ندارم ..
نه...
در عشق و دوست داشتن ذره ای اجبار جایی ندارد
همین که هستی
همین که گاهی صدای نفسهایت را بشنوم کافیست ....
شاید از سرم هم زیاد استــــــ ...
عشق شاید همین باشــــد ...
OMidaM
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ ساعت توسط S ª ý È