خودم به خودم زنگ میزنم


پر از حرف‌هایی‌ هستم که نگفته می‌‌فهمم


پر از حرف‌هایی‌ که حتی یک کلمه‌اش را ... خودم هم نمی‌‌فهمم


بگو دیوانه است


بگو پریشان



بگو افسرده


بگو بیکار


علاف


خودخور


هر چه ... اصلا روانی‌


بگو تنها کسی‌ که این روز ها برایِ خودش وقت دارد


کسی‌ که صادقانه حتی خودش را هم نمی‌فهمد
 

 هر جا دیدی کسی‌ با خودش حرف می‌‌زند ،


دستش را بگیر، ببر به خانه‌اش ...


 شاید گم شده باشد ...