هفت شهر "عشقـت" رو بذار قدم قـدم گریه کنم


در این هـوای بی‌کسی با "دلکـم" گریـه کنم...


پشت "غزلگریه" من رنگیـن کمـون سر میزنـه


می‌چکه رنگهاش رو زمین "طلسـم" ظلمـت می‌شکنه


بذار از این "دنیـای" بد دنیـای کور نابلد


سفر کنم تا خواب تو به "اعتمـاد" شونه‌هـات...


تکیـه کنم، تکیه کنم بذار بشـم "خراب" تو


بذار بشـم "خراب "تو..



OMidaM