امشب هم تلخ ؛ تلخ هستم ، مثل . . .


مثل قهوه  . . .


مثل تلخ ترین حس ها٬مثل گرم ترین فکرها٬مثل بودن پوچ


مثل من . . .مثل تو . . .



مثل هیچ مثالی٬هیچ تمثیلی


مثل یه غروب گرم و مسخره و مست ازبی حسی مطلق !


مثل آدم توی شعر سیاوش قمیشی ؛


«سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه » . . . !


که گاهی دستم نمی ره بنویسم


چقدرناگفته دارم . . .


که باید کلمه بشن و پشت هم آوارشون کنم !! :(((