امشب هم تلخ ؛ تلخ هستم ، مثل . . .
مثل قهوه . . .
مثل تلخ ترین حس ها٬مثل گرم ترین فکرها٬مثل بودن پوچ
مثل من . . .مثل تو . . .
مثل هیچ مثالی٬هیچ تمثیلی
مثل یه غروب گرم و مسخره و مست ازبی حسی مطلق !
مثل آدم توی شعر سیاوش قمیشی ؛
«سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه » . . . !
که گاهی دستم نمی ره بنویسم
چقدرناگفته دارم . . .
که باید کلمه بشن و پشت هم آوارشون کنم !! :(((
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ ساعت توسط S ª ý È